active imagination

تخیل فعال، راهی برای گفتگو با جهان ناخودآگاه

0 0
Read Time:7 Minute, 19 Second

تخیل فعال از جمله توانائی‌های ارزشمند ذهن اگاه انسان است. در اسطوره شناسی یونان، بینش ارزشمندی  وجود داره که در روان تحلیلگری جدید دوباره کشف  شده. موضوع اینه که به ذهن انسان این توانائی داده شده که بخشهای ناپیدای روان (یا همون ناخودآگاه) رو به شکل تصاویر قابل تشخص در بیاره و در طول خواب و یا حتی بیداری به ما ارائه بده. خب این معرکه است! ما به این عرصه ناپیدا میگیم ناخودآگاه.

برای شناخت دنیای ناخودآگاه پیشنهاد میکنم حتما” این مطلب رو بخونید.

برای شخصی مثل افلاطون ناخودآگاه سرزمین صُوَرِ خیالی بود. مردم باستان به ناخودآگاه میگفتند سرزمین خدایان. برخی دیگر از این سرزمین به عنوان جهان ارواح یاد میکنند. اینها همه تعاریفی مختلف از یک مفهوم ثابت به نام ناخودآگاه هست.

ارسال پیام از طریق ناخودآگاه

چیزی که مهمه اینه که همه در یک نظر متفق القول هستیم: فقط توانائی در خلق تصاویر ما رو قادر میکنه با سرزمین شگفت انگیز ناخودآگاه ارتباط برقرار کنیم.

حتما” میپرسید هستی جون منظور از خلق تصاویر چیه؟!

منظور از تصاویر همون صحنه‌هایی هست که در خواب میبینید. مثلا تصور کنید خواب میبینید در حال رانندگی هستید. یا خواب میبینید در حال خوردن غذا هستید. یا اینکه خواب میبینید با مادربزرگتون در حال قدم زدن توی یک جاده برفی هستید.

خب اینها تصاویری هست که از طریق اون ما میتونیم پیام ناخودآگاه رو درک کنیم. برای مثال در قدیم برای ارسال پیام از دود آتش استفاده میکردند. آدمها باید آتش درست میکردند و یه عده آدم که اون سمت کوه بودند با دیدن آتش پیام خاصی رو میگرفتند. در خواب، ذهن و ناخودآگاه از همین مکانیزم استفاده میکنند. فقط فرقش اینه که تصاویری که از ناخوداگاه میاد خیلی متنوع هست. و هر تصویری حاوی یک پیام خاصی هست.

تصویرسازی از طریق خیالبافی

برای یونانیان قدیم، خیالبافی کردن نشانه قدرت ذهن برای تصویرسازی بود. تصویرسازی هم که اگر در خواب انجام بشه درواقع پیامرسان ناخودآگاه محسوب میشه. خیالبافی، قدرت «من» برای ظاهر ساختن محتویات جهان ناخودآگاه هست. در واقع ذهن از طریق خیالپردازی محتویات دنیای درونی را برای ما مجسم میکنه. یونانیان معتقد بودن خیالبافی ابزاری ست برای ارتباط گرفتن با دنیای الهی درون.

کلمه خیالبافی در لاتین Imaginatio به معنی «غیرواقعی» هست. معنی این کلمه اینه که تصویری که ما در خیالبافی یا در خواب میبینم با مفهوم ظاهری و ملموس اون کلمه در بیرون متفاوته. نویسندگان رومی اما برای بیان قدرت انسان برای استخراج محتویات درونی در قالب تصاویر از کلمه  Phantasia استفاده میکردن. کلمه انگلیسی خیالبافی از کلمه یونانی فانتزیا گرفته شده . معنی اصلی این لغت «قابل رؤیت ساختن» هست. ناگفته پیداست که این کلمه چی میخواد بگه :

خیالبافی کردن در واقع آشکار کننده محتویات جهان ناخودآگاه هست. و همین امر اهمیت و ارزش خیالبافی را افزایش میده.

اهمیت خیالبافی تا قرون وسطی

در روانشناسی پیشا قرون وسطی، قابلیت خیالبافی در واقع ابزاری بود برای دریافت معنا از جهان درون انسان. در مذهب نیز قوه ی خیالبافی راه مشرعی برای مکاشفه، تجسس در احوالات درونی و الهامات الهی بود. در دوره الیزابت اول (سالهای 1550) اوضاع کمی فرق کرد. به اینصورت که خیالبافی به مفهوم چیزی بی پایه و اساس و موهوم شناخته شد. این اشتباه در خصوص مفهوم خیالپردازی از قرنها قبل تا کنون به ما ارث رسیده است.

تمامی آثار گرانبهای هنری، ادبی، مذهبی و … مرهون الطاف بی شمار  قدرت خیالپردازی ذهن است. از طریق خیالبافی است که افراد می‌توانند جهان جدیدی را تصور کنند و سپس به خلق آن مبادرت ورزند. گاهی خلق این تصورات در قالب نقاشی و مجسمه متجلی میشود گاهی نیز به خلق کتب ارزشمند و یا نمایشنامه‌های گرانبها می انجامد. شاید بتوان نمود دیگر خیالپردازی را تجربه حضرت محمد«ص» در غار حرا دانست. ایشان نیز در عالم بیداری موفق به دریافت الهامات الهی شدند.

والت دیزنی، انیشتین،  داوینچی و شمار زیادی از هنرمندان و افراد جریان ساز در طول تاریخ، از طریق قدرت تصویرسازی و خیالبافی موفق به تغییر جهان شده اند.

«تصویرسازی نمادین  ناخودآگاه، منبع خلاق روان انسان است. بر همین اساس، زبان که تاریخچه اش تقریبا” همزمان با گسترش خودآگاهی در نسل بشر است، همیشه در ابتدا بصورت نمادین ظاهر میشود.»

اریک نیومان ، کتاب مادر کبیر

به عقیده رابرت الکس جانسون، روانکاو یونگین، تخیل فعال همچون ناخودآگاه همیشه در زندگی انسان وجود داشته. این آقای یونگ بود که با تحقیقات بسیار توانست تخیل فعال را کشف بکنه و در راه روانشناسی و درمان بیمارن به کار بگیره. در نگاه اول ممکنه بگید ! وا! یعنی اسم خیالبافی رو میشه روانشناسی گذاشت؟! خب بیایید براتون توضیح بدم!

تعریف تخیل فعال

تخیل فعال یعنی گفتگو با تصاویری که از جهان ناخودآگاه به ذهن آگاه ما میاد. در واقع در این فرایند ذهن آگاه ما با هوشیاری کامل وارد فضای تصویرسازی شده میشه و اونجا در مباحث مشارکت میکنه. در این روش در واقع یک گفتگوی دوطرفه و یا حتی چندطرفه، بین خود فرد در بیداری و افراد حاضر در تصوراتش برقرار میشه. این داستان مثل یک فیلم سینمایی میتونه شامل صحنه‌های مختلف شادی، درگیری، قهر، بغض و… باشه.

همین مشارکت در امر تصویرسازی و گفتگو، باعث تبدیل شدن یک خیالبافی موهوم به یک تخیل فعال ارزشمند میشود. گرد آمدن ذهن آگاه و ناخودآگاه در فضایی که از طریق تخیل ساخته‌ایم این فرصت را برای ما بوجود آمره که دیوارهای جدا کننده ذهن اگاه و ناخودآگاه را فرو بریزیم. در بیداری ما در حالت عادی از دنیای ناخودآگاه جدا هستیم. از طریق تخیل فعال میتونیم هن آگاه را به سرزمین ناخودآگاهی دعوت کنیم و آنها را روبروی هم بنشانیم و دعوت به گفتگو کنیم.

تخیل فعال در تئوری یونگ

مقاومت اولیه در برابر تخیل فعال

بخاطر عقیده عرفی در خصوص خیالبافی، بسیاری از افراد در ابتدا در برابر تخیل فعال  مقاومت میکنند و اون را چرت میدنند. اونها در واقع فکر میکنند با خودشون دارند گفتگو میکنند. اما اگر به این نوشته اعتماد کنیم و دست به کار تخیل فعال بشیم پس از مدتی در می یابیم که ما واقعا” موفق شدیم با جهان عظیم ناخودآگاهمون وارد گفتگو بشیم. در طی تخیل فعال ما موفق خواهیم شد با آدمها و خصوصیاتی مواجه بشیم که در سطح ناخودآگاه ما فعالیت میکنند و مرتب زندگی ما را تحت تأثیر خودشون قرار میدن.

تصاویری که در تخیل فعال میبینیم همگی نمادین هستند. نماد در واقع مفهومی است که از تصاویر مختلف به ذهن ما متبادر میشه. تفاوت نماد با نشانه در این است که نشانه از یک کلمه خاص حرف میزنه در حالی که نماد و یا همون سمبل حامل یک بار معنایی بزرگ هست.

مثلا درخت سرو سمبل پایداری و مقاوت هست. یا رنگ قرمز سمبل عشق و فداکاری است. یا رنگ سفید سمبل روشنی و بخشش هست.  مفهوم نماد  در روانشناسی یونگ بسیار با اهمیت هست. در تعبیر خواب نیز به همین صورت از رمزگشایی نمادهای مختلف استفاده میکنیم.

تفاوت خواب و تخیل فعال

 ناخودآگاه از دو طریق میتونه با ما وارد گفتگو بشه. یکی از طریق خواب و رؤیا و دیگری از طریق تخیل فعال . خوابهایی که ما در طول شب میبینیم اغلب پیامهای ناخوداگاه هستند که در قالب تصاویر مختلف برای ما ارسال میشوند. در طول خواب ذهن اگاه ما خاموش میشه و جا برای مانور جهان ناخودآگاه باز میشه. ناخوداگاه اغلب از این فرصت استفاده میکنه تا از طریق تصویرسازی به ما پیام ارسال کنه.

برای یاد گرفتن روش صحیح تعبیر خواب پیشنهاد میکنم این مطلب رو بخونی.

ما پس از بیداری باید سریعا” خوابهارو یادداشت کنیم. یادداشت نکردن خوابها باعث فراموشی فوری اونها میشه. اینکه چرا خوابها را فراموش میکنیم خودش یه بحث مفصل هست که به اون خواهیم پرداخت. پس از یادداشت  خوابها باید به جداسازی جزئیات خواب بپردازیم. و روند کلی خواب را تعبیر کنیم.

این پروسه کلی تعبیر خواب و دریافت پیام ناخودآگاه از طریق خواب هست. روش دیگری که ناخودآگاه با ما گفتگو میکنه همین تخیل فعال هست. در تخیل فعال ذهن آگاه هوشیار و بیدار هست. در این فرایند «من» همچون یک دوست، جهان ناخوداگاه را دعوت به گفتگو میکنه. در اینصورت ذهن اگاه بصورت داور بر روند تصویرسازی و گفتگو نظارت داره.

این داوری ذهن آگاه باید خیلی هوشیارانه و دقیق باشه در غیر اینصورت موجبات جانبداری و درک اشتباه پیام ناخودآگاه بوجود میاد.

در روند تخیل فعال ما باید خودمان را (من ِ وجودی خود را) به سطحی از آگاهی که از نظر حواس خارجی واقعی نیست نزدیک کنیم. این ارتباط چیزی بیش از ملاقاتهای بیرونی و مادی است. بلکه یک ارتباط دو طرفه بین دو سطح از آگاهی فرازمینی است.

پرفسور یونگ و کشف جهان ناخودآگاه

در مقاله مربوط به پرفسور یونگ، گفتیم که چطور ارتباط با طبیعت پرفسور یونگ را پذیرای تمامی نظریات ممکن در جهان هستی نمود. او در طول زندگی خود هیچ فرضیه ای را غیرممکن نمی دانست. همین رویکرد نسبت به جهان هستی باعث شد او در میانسالی موفق به کشف جهان نامرئی ناخودآگاه شود. جهانی که پیش از او به کلی از نظر دیگران پنهان مانده بود.

Happy
Happy
0 %
Sad
Sad
0 %
Excited
Excited
0 %
Sleepy
Sleepy
0 %
Angry
Angry
0 %
Surprise
Surprise
0 %

Average Rating

5 Star
0%
4 Star
0%
3 Star
0%
2 Star
0%
1 Star
0%

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *