دنیای ناخودآگاه را جدی بگیریم.

ناخودآگاه از جمله مفاهیمی است که در روانکاوی یونگ به طور دقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد. بدون پذیرش دنیای عظیم ناخودآگاه، تئوری یونگ بی معنی خواهد بود. دکتر زیگموند فروید و پس از او پرفسور کارل گوستاو یونگ از پایه‌گذاران مفهوم ناخودآگاه هستند. در این نوشتار با طرح مثالی ملموس، به شرح و بسط ناخودآگاه و چگونگی عملکرد آن می‌پردازیم.

ناخودآگاه در لباس خیالات رنگارنگ

طبق معمول هر روز هفته ، ساعت هفت صبح با صدای زنگ آلارم تلفن همراهش از خواب بیدار شد. کمی توی رختخواب گرم و نرمش غلط زد. بیرون هوا ابری و بارونی بود. تمام زمین خیس بود و قطرات آب از لبه ایوان چکه میکردن و صدای تیک تیک برخوردشون به زمین گوشنواز بود. معلوم بود تمام دیشب بارون باریده. پسر جوان نهایتا” از رختخواب جدا شد. رفت توی سالن دکمه قهوه‌ساز را زد و پرید زیر دوش. هفت، هشت، نه، ده! تمام! دوش صبحگاهیشو گرفت بدنشو خشک کرد؛ نگاهی در آینه انداخت و عطر ملایمی زیر گردنش زد و از حمام خارج شد. وارد سالن شد. قهوه‌اش آماده شده بود. ماگ بزرگ قهوه را برداشت و ولو شد روی کاناپه توی سالن. با یک دست ماگ قهوه را گرفته بود و با دست دیگر تلفن همراهش را اسکرول میکرد.

زمان در حال گذر بود. او در دنیای اینستاگرام و خبرهای ورزشی غرق شده بود. یک لحظه به خودش آمد. اوه خدای من دیر شد! ساعت پنج دقیقه به هشت بود. چیزی حدود نیم ساعت در اینستاگرام چرخیده بود و در تمام ین مدت چیزی از گذر زمان نفهمیده بود.

سریع لباس فرم را پوشید و ازخانه بیرون زد. پله‌های خانه را پایین رفت. ماشین را از پارکینگ بیرون آورد و سوار شد. تمامی این سناریوی بعد از خروج از اینترنت بخش خودآگاه او بود که فرمان امور را به دست داشت. او مرتب ساعت را نگاه میکرد. سوار ماشین شد و راه افتاد. بیست دقیقه تا محل کار فاصله داشت. به محض فشار دادن گاز و رسیدن به سر کوچه ماجرای آشنایی با نامزدش را به خاطر آورد.

ناخودآگاه از راه تصویرسازی توجه ما را به خود جلب می‌کند.

یکسال از اولین روزی که آن دو یکدیگر را در شمال فرانسه ملاقات کرده بودند می‌گذشت. پسر افسر پلیس بود و دختر پرستار بیمارنی خصوصی. روزهای ابتدای آشنایی‌شان خیلی رمانتیک گذشت. همینطور که چراغهای قرمز را یکی یکی رد میکرد به روزهایی فکر میکرد که برای اولین بار به غرب فرانسه سفر کرده بودند. سفری دو نفره کنار اقیانوس آتلانتیک.

 او در حین رانندگی مراسم ازدواجشان در کاخی هشتصد ساله در شمال فرانسه را مرور کرد. لیست میهمانان مراسم را برای صدمین بار مرور کرد. به دو سه نفری از همکارانش تماس گرفت و آنها را از موضوع ازدواجش با خبر کرد و نهایتا” با نامزدش رنگ و مدل گلهای سالن عروسی را هم انتخاب کردند. او همچنان در راه محل کارش بود. و به دلیل ترافیک زیاد آن ساعت صبح چند دقیقه ای نیز پشت چراغ قرمز منتظر مانده بود. وقتی به محل کارش رسید ترمز کرد. ماشین ایستاد.

خشم و عصبانیت نشانه چیست؟

با عجله نگاهی به ساعت انداخت و کیفش را برداشت و پیاده شد. در راهرو رئیسش را دید که با هیئت امناء وارد اتاق کنفرانس می‌شدند. لبخندی به آنها زد و وارد دفتر کارش شد. چیزی نگذشته بود که یکی از همکارانش با یک دسته کاغذ وارد اتاق او شد، بدون اینکه سلام بکند پرونده را با خشونت روی میز او پرتاب کرد و شروع کرد به فریاد زدن.

پسر جوان حسابی شوکه شده بود. باور نمیکرد که همکار ساکت و سر به زیر او چنین از کوره در رفته باشد. مرد پس از یکی دو دقیقه دادو فریاد به اتاقش برگشت. لیوانی آب نوشید و به صندلی اش تکیه داد. او با خود اندیشید چی شد؟! چرا خشمیگن شدم؟ چرا سر دوست و همکار قدیمی ام فریاد زدم؟ این موضوع اصلا اهمیت نداشت. نیاز نبود اینطور عصبانی شوم. می‌شد با یک گفتگوی ساده نیز آن را حل کرد. حالا چطور توی چشم او نگاه کنم ؟ او حسابی شرمنده و خجول شده بود. اما کار از کار گذشته بود. به دلیل خشم بی دلیل او روز کاری هر دوی آنها خراب شده بود.

 اتفاقاتی که شرح آن در بالا رفت می‌تواند قصه روزانه تک تک ما باشد.

مفهوم ناخودآگاه در تئوری  پرفسور یونگ
مفهوم ناخودآگاه در تئوری یونگ

وقتی ناخودآگاه به جای ما فرمان ماشین را به دست می‌گیرد.

اگر آن دو همکار کمی فکر می‌کردند متوجه می‌شدند که هردوی آنها آن روز صبح بخشی از ناخودآگاه خود را تجربه کرده بودند. همه ما در طول روزها بارها، فعالیتهای ناخودآگاه را در درونمان تجربه می‌کنیم. ناخودآگاه هر لحظه در کمین است که به سطح آگاهی بیاید  و فرمان  کنش و واکنشهای ما را به دست بگیرد. در واقع ناخودآگاه زمانی کنترل ماشین را به دست میگیرد که ذهن آگاه ما-همچون آن پسر جوان در حین رانندگی- در حال انجام یکسری فعالیت فکری دیگر است. ناخودآگاه پشت چراغ قرمز می ایستد، بوق می‌زند، به عابران اجازه تردد می‌دهد و نهایتا” ما را به محل کارمان می‌رساند.

در همین حال ذهن آگاه ما-همچون ذهن آگاه آن پسر جوان که مشغول برنامه ریزی برای مراسم عروسی اش بود- در حال تجربه احساساتی است که اصلا ربطی به قانون و قواد رانندگی ندارد. آری! همینطور که متوجه شده‌اید ناخودآگاه همچون یک راننده خودکار قادر است به راحتی (البته در بی خطر بودن آن کمی تردید داریم!) کنترل ماشین ما را به عهده بگیرد و ما را به مقصد برساند.

این ناخودآگاه پسر جوان بود که با تولید تصادیر و نمادهای زنده و جذاب، ذهنِ آگاه پسر را به کلی تسخیر کرده بود. در این مواقع ناخودآگاه با قدرت عظیمی که دارد دقیقا به موازات ذهن آگاه ما کار میکند. ناخودآگاه قادر است با تولید محتوای هیجات انگیز توجه ما را برای مدت طولانی به خود جلب کند. این تولید محوا می‌تواند مثبت یا منفی باشد.

فاجعه‌ای که دنیای امروز را در بر گرفته است جداییِ کامل ذهن آگاه از ریشه‌هایش در ناخودآگاه است.

رابرت الکس جانسون، روانکاو یونگیَن

گفتگوی ناخودآگاه ما با خودمان

حتما برای همه شما پیش آمده که گاهی شروع به گفتگو با شخصی کنید که آن لحظه در کنار شما نیست . در واقع این ناخودآگاه است که بحث و یا دعوایی را با آن شخص غایب به پا کرده است و توجه شما را به آن سو جلب کرده است. شما ممکن است برای چند دقیقه مشغول به گفتگو با معلم، همسر، مادرشوهر، همکار و یا رئیستان باشید. در حالی که آن افراد صدها و یا حتی هزاران کیلومتر از شما فاصله دارند. محتوی این گفتگو می‌تواند دعوا، ابراز علاقه، درخواست چیزی خاص و یا هر چیزی دیگری باشد.

ناخودآگاه دنیایی است که در پستوی ذهن آگاه ما وجود دارد. غیر ملموس بودن ناخودآگاه دلیلی بر عدم حضور آن نیست. باید بگوئیم که ناخودآگاه در تلاش است هر لحظه به سطح ذهن آگاه ما هجوم بیاورد و ابراز وجود کند. این دنیای شگفت انگیز و قدرتمند در تلاش است توجه ما را به خود جلب کند. ناخودآگاه اغلب این کار را از طریق زبان  تصاویر نمادین انجام می‌دهد. همچون خیالات جذابی که پسر جوان در حین رانندگی با خود مرور می‌کرد.

ناخودآگاه از راه های زیادی تلاش می‌کند با ما اتباط بر قرار کند. یکی از این راه ها تصویر سازی در قالب تخیلات است . تخیلات در واقع همان تصاویری است که احساسات ا را درگیر می‌کند و باعث می‌شود ما در لحظه ناراحت و یا خوشحال شویم. در مثال پسر جوان ،  تخیلات او در حال تدارک مراسم عروسی او بود و پسر را حسابی به وجد آورده بود. گاهی اما تخیلات صحنه‌های جنگ و دعوایی را برای ما تصویرسازی می‌کند و باعث به هم ریختگی ما می‌شود.

ناخودآگاه چیست؟

خب تا اینجا به این موضوع اشاره کردم که چطور گاهی ناخودآگاه به ذهن آگاه ما هجوم میآورد و تلاش میکند توجه ما را به خودش جلب کند. ناخودآگاه حتی این توانائی را دارد که گاهی فرمان ماشین در حال حرکت را به دست بگیرد و ماشین را برای مدت زمان زیادی کنترل کند. شاید شنیدن این خبر کمی ترسنک باشد، اما این اتفاقی است که مرتب برای ما در حال رخ دادن است بدون اینکه از آن آگاه باشیم.

مسأله بر سر این است که پروژوکتور آگاهی ما در لحظه بر روی چه چیزی افتاده است. در مثال پسر جوان که در حال رانندگی به سمت محل کارش بود، پروژوکتور آگاهی او بر روی مراسم عروسی با نامزدش افتاده بود. او در حالی که با سرعت به سمت محل کارش رانندگی می‌کرد در فکر تدارک مراسم عروسیشان بود. در تمامی آن لحظات جسم پسر پشت فرمان ماشین بود اما توجه او به طور کلی روی تدارک میهمانی آنها متمرکز شده بود.

در این بخش به توضیح جنبه‌های دیگری از اعلام حضور ناخودآگاه می‌پردازیم. اینکه ناخودآگاه چیست و چگونه می‌توان با ناخودآگاه ارتباط برقرار کرد؟

meaning of unconscious
حضور دنیای پنهان ناخودآگاه در ورای ذهن آگاه ما

فوران احساسات

گفتیم که پس اینکه پسر جوان به محل کار خودش رسید ، یکی از همکارانش وارد اتاق کار او شد و با عصبانیت یک دسته پرونده را روی میز او پرت کرد. پس رجوان حسابی شوکه شده بود و باورش نمی‌شد که همکار آرام و سر به زیرش اینگونه برافروخته شده و سرش فریاد می‌زند.

پس از کمی داد و قال همکارِ عصبانی وارد اتاق کار خودش شد. پشت میز کارش نشت و سرش را میان دستانش گرفت! او با خودش فکر می‌کرد خدای من! من چم شده؟! چرا اینقدر بدرفتاری کردم با اون بیچاره! اتفاق خاصی نیافتاده بود که! او از رفتار خودش حسابی شرمنده  شده بود.

خب! یکی از راه های دیگری که ما دنیای ناخودآگاه را تجربه می‌کنیم هنگام فوران احساسات شدید است. هنگامی که ما از شادی جیغ می‌کشیم و یا ازفرط خوشحالی کارهای عجیبی انجام می‌دهیم. یا مثلا” هنگامی که ناراحت و خشمگین می‌شویم و دندانهایمان را روی هم فشار می‌دهیم. یا هنگامی که مثل آن همکار بطور غیرارادی به دیگری حمله می‌کنیم.

این حمله‌ها می‌تواند لفظی و گاهی حتی فیزیکی باشد. هر دو این حملات برای هر دو طرف می‌تواند خطرناک باشد. در ترژادی میدان کاج تهران دیدیم که چطور یک جوان تحت تأثیر ناخودآگاه دست به کشت و کشتار زد و  زندگی خودش و دیگران را نابود ساخت.

در مثال هکار عصبانی او مرتب با خودش می‌گفت:” ولی این من نبودم که فریاد می‌زد!” ” خدایا ! من هیچوت اینقدر خشمگین و وحشی نمی‌دم!” او حسابی گیج شده بود. آن مرد در واقع از آن ورژن جدیدی که در قالب عصبانیت خودش را نشان داده بود حسابی می‌ترسید.

خب نگفته مشخص است که آن فوران احساسات از بخش آگاه ذهن نمی‌آید. این احساسات افراطی برای ذهن آگاه کاملا” ناشناخته و غیر قابل پذیرش است. برای همین به آن ” ناخودآگاه ” می‌گویند.

ذهن آگاه خجالتی است !

در مثال همکار عصبانی دیدیم که او پس از بزگشت به اتاق کارش از کاری که کرده بود شرمگین شده بود. برای همه ما گاهی پیش می‌آید که کاری را انجام می‌دهیم و چند روز بعد از یادآوری آن کار حتی احساس خجالت می‌کنیم. باورمان نمی‌شود که ما آن مرتکب آن رفتار شده باشیم! با خودمان می‌گوئیم ولی من خیلی خجالتی هستم! چطور جلوی اون همه آدم تونستم اون حرفها را بزنم ؟!

ذهن آگاه در تلاش است مرتب خودش را با پارامترهای اجتماعی و فرهنگی تطبیق دهد.

هستی کشاورز

ذهن آگاه اما با منطق و جزمیت همراه است . برای همین در لحظات خشم و یا شادی زیاد این ناخوآگاه است که بالا آمده و در حال کنترل اوضاع است . ناخودآگاه پارامترها و ارزشهای خودش را دارد. این بخش نادیدنی وجود انسان همان ناخوآگاه نام دارد. این دنیای عظیم و شگفت انگیز نادیدنی همان بخشی بود که در قالب عصبانیت آن مرد خودش را برون ریزی کرده بود. آن مرد عصبانی معتقد بود که در لحظاتی که فریاد می‌زده خودش نبوده! انگار شخص دیگری فرمان رفتار خشم آلود او را به دست گرفته بود. آری ! فی الواقع این ناخودآگاه او بود که در حال عرض اندام و قدرت نمایی بود.

اطلاعاتی در ذهن ما وجود دارد که بیشتر اوقات از آنها آگاه نیستیم. ما گاهی اوقات از یک خاطره، یک پیوند لذت بخش، یک آرمان و یا یک اعتقاد که بطور غیرمنتظره‌ای از یک مکان نامعلوم بالا می‌آید، آگاه می‌شویم. ما احساس می‌کنیم این عناصر را جایی در درونمان، برای مدتی طولانی حمل کرده‌ایم. اما کجا؟! در بخش ناشناخته‌ای از روانمان که خارج از ذهن آگاه ما است.

رابرت الکس جانسون، روانکاو آمریکائی

ناخودآگاه دنیای شگفت انگیزی است که سرشار از نمادها، اطلاعات، انرژی‌ها و نیروهایی است که در درون ما وجود دارد . این بخش نادیدنی به قدری قدرتمند است که می‌تواند زندگی ما را به سمت خوشبختی و یا بدبختی هدایت کند.

ناخودآگاه عصبانی

گاهی ما  راجع به موضوعی خاص به خشم می‌آئیم و از روی عصبانیت ممکن است کلماتی را به زبان آوریم که در قالب توهین، اتهام .. دسته بندی می‌شوند. این دقیقا” الگوی ذهنی است که ناخودآگاه ما در مورد آن موضوع خاص در خود نگهداری می‌کند.

اگر بتوانیم  لیستی از موضوعاتی که باعث عصبانیت ما می‌شود تهیه کنیم می‌بینیم که نهایتا” تمامی این دلایل از یک و یا چند الگوی واحد روانی پیروی می‌کنند. با شناخت این الگوهای روانی ناخودآگاه  قادر خواهیم بود سرمنشاء خشم و کینه خود را بشناسیم و نسبت به متعادل سازی آن  الگو اقدام کنیم.

اینکه هرکدام از این الگوها چطور و چه زمانی وارد روان ما شده‌اند خود موضوع مفصلی است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

ناخودآگاه خوشحال

گاهی الگوهی روانی ناخودآگاه ما شادی آفرین است. به روایت دیگر در موقعیتهای خاطی ناخودآگاه خودش را در قالب بک مدئل شادی افراطی نشان می‌دهد. مثلا مردان جوانی را تصور کنید که برای تماشای فوتبال ره زمین مسابقه می‌روند . گاهی برخی از ین مردان تحت فشار روانی بازی سکته می‌کنند. در این لحظات در واقع این ناخودآگاه است که ذهن اگاه را به کلی تسخیر کرده است و کنترل جسم را به دست گرفته است.

فریادهای شادی که مردم در خیابان برای برد تیم فوتبال خود می‌زنند و یا آتش زدن ماشین و درخت و سطل های زباله سطح شهر از طرف طرفداران تیم بازنده همگی رفتارهای است که افراد تحت کنترل ناخودآگاه خود مرتکب می‌شوند.

تمامی این افراد پس از آرام شدن اوضاع اذعان می‌کنند که خودشان نبوده‌اند. این تماشاگران خشمگین و یا مغرور در آن لحظات بطور کلی تبدیل به فرد دیگری شده بودند.  فردی جسور و نترس که درون آنها زیست می‌کند و هر از گاهی سر از اعماق وجود بر می‌آورد و اوضاع را به نفع و یا به ضرر ما پیش می‌برد.

چگونه می‌توان با ناخودآگاه ارتباط برقرار کرد؟

با نگاهی ساده به اتفاقات روزمره زندگی در می‌یابیم که ناخودآگاه مرتب در حال نمایش خود است. از آن پس می‌توانیم از نزدیکتر شاهد فعالیتهای ناخودآگاهانه خود باشیم.

در واقع آنچه در لحظات فوران احساسات برای ما اتفاق می‌افتد همان تسلط انرژی ناخودآگاه بر ما است.

هستی کشاورز

اینکه گاهی ما فکر میکنیم که این نبودم که آن رفتارها را انجام میدادم برای این است که نمی‌دانیم بخشی درون ما است که ناخودآگاه نام دارد. دانستن اینکه من شامل دو بخش خود آگاه و ناخودآگاه است باعث می‌شود در هنگام هجوم این انرژی های مثبت و منفی بتوانیم بر خود مسلط باشیم و واکنشی منطقی و درست از خود نشان دهیم.

گاهی اوقات کنش و واکنشهای ما در شرایط مختلف به قدری سریع اتفاق می‌افتد که غیر قابل باور است.  این رفتارهای سریع و لحظه‌ای فرصت آرامش و تعقل را از ذهن آگاه می‌رباید. در این مواقع ناخودآگاه بطور کاملا” خودسرانه بر اساس همان الگوهای روانی پنهان عمل میکند.

برخی از این رفتارها موجب سرافکندگی و خجل شدن ما می‌گردد. گاهی نیز برعکس ما از قدرت و نیروهایی در روانمان آگاه میشویم که از آنها باخبر نبوده‌ایم. در این لحظات است که ما حسابی به وجد می‌آئیم  و به خودمان می‌بالیم .حتما برای همگی ما پیش آمده که گاهی کارهایی را می‌کنیم که قبلا جرأت انجام آن را نداشته ایم. و یا حرفهایی را به زبان می‌آوریم که قبلا از بیان آن خجالت می‌کشیدیم. ما گاهی خِرد و هوشمندی‌ای را از خود بروز می‌دهیم که از وجود آن در وروای ذهن آگاه خود کاملا بی خبر بوده‌ایم. تمامی زمانهایی که خردورزی و حسابگری ما خودمان و دیگران را به وجد می‌آورد و از ما انسان جدیدی به دیگران معرفی می‌کند در واقع ما بر اساس انرژی و آگاهی ِ بخش ناخودآگاه روانمان در حال پردازش اوضاع  بوده‌ایم.

بخش ناخودآگاه انسان دارای انرژی و الگوهای روانی مثبت و منفی است که بسته به شرایط موجود یکی از این الگوها و انرژی ها مجال خودنمایی پیدا می‌کنند.

هستی کشاورز

سفر به ناخودآگاه

همه ما در حقیقت  بسیار گسترده تر از آنچه در قالب “من” مشاهده می‌کنیم هستیم. ذهن آگاه ما در هر لحظه فقط می‌تواند روی بخش محدودی از وجودمان تمرکز کند . برای همین بخش زیادی از وجودمان در سایه تاریک و نامرئی عدم حضور فرو می‌رود و تمامی انرژی و نیروهای آن از دسترس آگاهی خارج می‌شود.  در واقع ذهن آگاه ما با  محدودیتی که دارد قادر نیست در لحظه تمامی حقیقت وجودی ما را در خود درک و پردازش کند و با سطح بیاورد.

برای همین ما پس از آگاهی از وجود این دو بخش مجزا در وجودمان می‌توانیم با سفر به دنیای ناخودآگاه از شدت نیروهای منفی بکاهیم و برعکس از موهبت بخشهای مثبت و قدرتهای عظیم ناخودآگاه بهره ببریم.

عکسها از سایت unsplash

نظر شما خواننده نازنین برای نویسنده این متن بسیار با اهمیت است. لطفا” با طرح سوالات و یا پیشنهادات احتمالی خود در خصوص مفهوم ناخودآگاه مرا در بهبود تولید محتوا یاری دهید.

با مهر

8 thoughts on “دنیای ناخودآگاه را جدی بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *