تعبیر خواب صحیح بر اساس تئوری پرفسور کارل گوستاو یونگ

زهرا خانم امروز چهل و هفت ساله شد. او ساکن تهران و خانه دار است. یکی از سرگرمیهای زهرا خانم تعبیر خواب خودش، خانواده و دوستان نزدیکش است. برخی دوستانش گاهی از اروپا به او زنگ می‌زنند و با خواهش و تمنّا از او می‌خواهند که در تعبیر خوابی که دیده‌اند آنها را یاری دهد. زهرا خانم مطالعه خاصی در زمینه خودشناسی و یا عرفان و روانکاوی یونگ ندارد. او تعبیر خواب به روش سنّتی را از مادرش یاد گرفته است.

تنها مرجع او برای تعبیر خواب دوستانش سایتهای اینترنتی زرد و یک کتاب تعبیر خواب است. کتابی که بخاطر استفاده زیاد حسابی فرسوده شده است! گاهی که از عهده تعبیر خواب کسی بر نمی‌آید سریعا” روی موبایلش می‌نویسد تعبیر خواب و اولین لینک گوگل را باز می‌کند. او از این روش برای تعبیر خواب همه استفاده می‌کند. فارغ از سن، جنسیت، مدل زندگی، دغدغه، شغل، وضعیت روحی و … افراد.

باورهای عرفی اشتباه در خصوص تعبیر خواب

مثلا یکی از دوستانش همین دیروز به او زنگ زد و از او خواهش کرد خوابش را تعبیر کند. او خواب یک اسب را دیده بود که به سمت یک دروازه می‌دوید و هرچه سر راهش بود را نابود می‌کرد. زهرا خانم تعبیر خواب اسب را نمی‌دانست لذا سریعا” دست بکار شد و با نوشتن ” تعبیر خواب اسب” اولین لینک را باز کرد و پس از مطالعه تعبیر خواب اسب ابن سیرین با اضافه کردن کمی شاخ و برگ به آن پیامی چهار دقیقه‌ای برای دوستش فرستاد.

زهرا خانم در صفحه تعبیر خواب اسب ابن سیرین خواند که اسب نشانه شوهر و خوشبختی و مال است. لذا آن را به رابطه جدید دوستش با یک  مرد  زن‌دار مرتبط دانست. او به دوستش بشارت داد که همسر آینده او همین مرد خواهد بود. مردی که به زودی با اسب سپید به خاستگاری او خواهد آمد!

امید واهی به تعبیر خوابهای اشتباه

عجب تعبیر خواب دقیق و شفافی ! بهتر از این نمی‌شود! زهرا خانم موفق شده بود آن روز صبح حسابی دوستش را خوشحال کند. دوستش که دختر تنها و غمگینی بود با خودش اندیشید : این دیگه خودشه ! حتما” به زودی رابطه چند هفته‌ایه ما وارد فاز جدیدی می‌شود و این مرد با طلاق دادن همسر فعلی‌اش به خاستگاری من خواهد آمد!

چند روزی از این تعبیر خواب آب دوغ خیاری نگذشته بود که دوست زهرا خانم از بی‌تفاوتی آقا حسابی کلافه شد. لذا با ارسال پیامی به از او پرسید” پس کی به خاستگاری من میایی دیگه؟!” مرد که از خواندن آن پیام حسابی شوکه شده بود پرسید: از چی حرف می‌زنی؟ دوست زهرا خانم پاسخ داد: مگه نمی‌خوایی همسرت را طلاق بدی و به خاستگاری من بیایی؟! پس چرا این دست اون دست می‌کنی؟ زیاد وقت نداریم. من سی و هفت سالمه و می‌خوام هرچه زودتر بچه دار بشم!

مرد بیچاره که حسابی شوکه شده بود هیچ پاسخی به دوست زهرا خانم نداد و او را از همه جا بلاک کرد.

پس از این اتفاق ماجرای دیدن اسب در خواب بارها و بارها برای آن دختر تکرار شد . و هر بار او فکر می‌کرد خاستگار جدیدی در راه دارد.

تعبیر خواب صحیح

خب داستانی که در بالا ذکر آن رفت احتمالا” برای خیلی از ما پیش آمده است. ممکن است ما به جای اسب، خوابِ چادر، چاه آب، تولد نوزاد، کیسه پول، درخت، پرواز، غذا خوردن، مار، شنا کردن و … ببینیم. در هرحال روش تمامی افراد برای تعبیر خواب شبیه روش زهرا خانم است.

در واقع فارغ از اینکه جنسیت و یا سن و وضعیت روحی روانی افراد چه باشد آنها از روش اشتباه مشترکی برای تعبیر خوابهایشان استفاده می‌کنند. در این نوشتار برآنم که با توضیح علت و عوامل خواب دیدن، روش صحیح تعبیر خواب را برای شما توضیح دهم .

برای ورود به مبحث تعبیر خواب صحیح بر اساس تئوری پرفسور یونگ باید ابتدا ناخودآگاه را از خودآگاه باز شناسیم. برای شناخت دنیای ناخودآگاه لازم است به مقاله ناخودآگاه که چندی پیش در وبلاگ منتشر کرده‌ام مراجعه کنید و با دقت آن را مطالعه کنید. بر همین اساس به توضیح مختصری از جهان خودآگاه و ناخودآگاه بسنده خواهم کرد.

تعریف خودآگاه و ناخودآگاه

خودآگاه چیست؟

تصور کنید در اتاقی تاریک در حال قدم زدن هستید. در این اتاق پرژوکتور محرکی وجود دارد که مرتب می‌چرخد. این پروژکتور با هر چرخش، برای چند ثانیه روی یکی از اشیاء اتاق می‌ایسد و آن را روشن میکند. با ثابت شدن پروژوکتور روی هر شیء ما قادریم آن شیء را ببینیم و از جزئیات آن آگاهی کسب کنیم.  خب در این مثال اتاق همان کلیت وجود روانی آدمی است. پروژوکتور بخش توجه ما است و اشیائی که دیده نمی‌شوند همان بخش ناخودآگاه روان انسان هستند. شیء دیدنی که با هر چرخش پروژوکتور هویدا می‌شود نیز بخش خودآگاه روان بشر است .

بخش خودآگاه در واقع یک جزء کوچک از کلیت روان انسان است. در واقع ما با توجه کردن بر روی سوژه های مختلف آن را به سطح آگاهی می‌آوریم. سپس پروژوکتور توجه ما روی موضوع دیگری متمرکز می‌شود و به آن می‌پردازیم. ذهن آگاه ما به دلیل محدودیتی که دارد قادر است در هر لحظه فقط بخش اندکی از آن آگاهی عظیم ناخودآگاه را به سطح بیاورد و به آن توجه کند. تمرکز کردن روی بخش خاصی از ناخودآگاه همان خودآگاهی نام دارد.

پس متوجه شدیم که که ما با جهان عظیمی روبرو هستیم که هر از گاهی به بخش کوچکی از آن توجه می‌کنیم و به آن روشنائی می‌بخشیم.  دیده نشدن مابقی بخشهای تاریک و نادیدنی روانمان، دلیلی بر عدم حضور و یا وجود آن نیست.

خودآگاه در مقابل جهان ناخودآگاه همچون نوک قله یک کوه یخی در اقیانوس است. در حالی که تنها نوک آن کوه یخی از آب بیرون زده است، مابقی کوه یخی در اعماق تاریک اقیانوس وجود دارد.

پرفسور یونگ

با این تشبیه خودآگاهی و ناخودآگاه به کوه یخ می‌توانیم به عظمت ناخودآگاه و همینطور محدودیت خودآگاهی پی ببریم. بر همین اساس برای شناخت نوک کوه یخی لازم است از وجود تمام کوه یخی در قعر اقیانوس آگاه باشیم. در واقع این ناخودآگاه است که اصل و اساس آگاهی ما را تشکیل می‌دهد.

مشخصه ذهن هوشیار محدودیت است. ذهن هوشیار به طور همزمان و در لحظه معین فقط می‌تواند اطلاعات محدودی را در خود ذخیره کند. بقیه اطلاعات درون ناخودآگاه ذخیره می‌شوند. ما از طریق توالی لحظات خودآگاهانه فقط می‌توانیم به چیزی مثل یک تداوم، یک آگاهی کلی یا خودآگاهی دست یابیم. ما هرگز نمی‌توانیم تصویری از تمامیت داشته باشیم. چون ذهن هوشیار ما بسیار محدود است… حوزه ناخودآگاه عظیم است و بطور مداوم گسترش می‌یابد. در حالی که حوزه ذهن خوداگاه محدود و فقط شامل بینش مقطعی است.

پرفسور یونگ

ناخودآگاه چیست ؟

در مثال فوق دیدیم که چطور دیدن نوک قله یک کوه از وجود پایه‌های عظیم کوه خبر می‌دهد. برای شناخت جهان عظیم ناخودآگاه لازم است به تشریح تئوری یونگ بپردازیم. نگران نباشید! در این نوشتار سعی  میکنم مفاهیم را به قدری ساده و خودمانی توضیح بدهم که درک آن برای تمامی کسانی که سواد خواندن و نوشتن دارند قابل فهم باشد! قول !

پرفسور کارل گوستاو یونگ متوجه شد که ناخوداگاه فقط یک ضمیمه برای ذهن آگاه نیست. دکتر فروید برعکس معتقد بود ناخودآگاه بخشی از جهان آگاهی انسان است. در واقع بخشی از روان که خاطرات، احساسات و تجربیات منفی و نخواستنی در آن انبار شده است. در حالی که تعریف پرفسور یونگ از ناخودآگاه خیلی گسترده‌تر است.

پرفسور یونگ معتقد بود که ناخودآگاه منبع اصلی ذهن خوداگاه است. منبعی حیاتی و خلاق  که موجب شکلگیری محتویان خودآگاه می‌شود.

 در واقع در تعریف دکتر یونگ ناخودآگاه حاوی مواد خامی است که به کمک آنها ذهن آگاه انسان رشد می‌کند و گسترش می‌یابد. با پخته شدن همین مواد خام است که ویژگی‌های بالقوه درون ما تجلی پیدا می‌کنند و شخصیت ما را می‌سازند. از موهبت همین منبع خلاق اطلاعات است که ما به قدرتها و ویژگیهایی که از آنها خبر نداشته‌ایم مجهز می‌شویم. و آنها را در زندگی به کار می‌بندیم.

پرفسور یونگ با بسط این ایده، به ما نشان داد که هر دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه از اهمیت به سزایی در توازن بخشیدن به خویشتن برخوردار هستند. عدم توازن و هماهنگیِ این دو جهانِ مختلف، باعث بروز مشکلات عصبی و روانی بسیاری در افراد می‌گردد.

ناخودآگاه خود به دو بخش فردی و جمعی تقسیم می‌شود.

ناخودآگاه فردی

طبق تئوری پرفسور یونگ ناخودآگاه فردی بخش زیرین خودآگاهی است. در واقع بخش زیرین نوک کوه یخی که از اقیانوس بیرون زده همان ناخودآگاه فردی است. این بخش شامل احساسات، خاطرات و تجربیات فردی است که توسط فرد سرکوب و یا فراموش شده است. در بستر آن اقیانوس  بیکران ناخودآگاه جمعی وجود دارد. در واقع آنچه که دکتر فروید ناخودآگاه نامید پرفسور یونگ ناخودآگاه فردی نامید. چون پرفسور یونگ معتقد بود خودِ ناخودآگاه به دو بخش جمعی و فردی تقسیم می‌شود.

به نظر می‌رسد در ناخودآگاه فردی تمام تجربیات زندگی ما موجود می‌باشد. فارغ از اینکه این تجارب به سطح آگاهی رسیده باشند یا خیر .

برای تسهیل این موضوع مثالی می‌آوریم:

من هم اکنون مقابل رایانه خود مشغول تایپ کلمات هستم. من نسبت به کلماتی که تایپ می‌کنم آگاهی دارم. (خودآگاه هستم.) در همین هنگام صداهای اطراف را نمی‌شنوم. من نسبت به سرمایی که در پاهایم وجود دارم آگاهی ندارم تا هنگامی که از فرط یخ زدگی احساس بی جانی به پاهایم دست دهد. من نسبت به دختر همسایه که در حال جیغ کشیدن است آگاهی ندارم. می‌توان گفت من نسبت به بمباران اطلاعاتی که از هر سو به سمت من هجوم می‌ورد خودآگاه نیستم و تمام تمرکزم بر روی تایپ کردن مطالبی است که اکنون شما می‌خوانید.

در عین حال ناخودآگاه فردی من از تمامی اتفاقاتی که در پیرامون من در حال رخ دادن است خبر دارد و در حال ثبت و ضبط آن است.

ارنست لارنس، روانشناس یونگین و هیپنوتراپیست آمریکایی نتیجه تحقیقاتش را بدین گونه ارائه می‌دهد:

حافظه‌ی ما وابسته به حالت است. یعنی ما اطلاعات را به صورت تکی و جدا جدا به یاد نمی‌آوریم، بلکه کل فضائی را که رویدادی در آن رخ داده است به یاد می‌آوریم. به هین دلیل به یاد آوردن رویدادی در فضای کاملا” متفاوت دشوار است. در حالی که اگر مجددا” در فضای مشابه قرار بگیریم می‌توانیم اتفاقات رخ داده را به خاطر آوریم. مثلا” اگر هنگام نوشتن یک نامه آهنگ خاصی را گوش می‌کنید، پس از چند سال با شنیدن آن آهنگ خاص احتمالا” محتویات آن نامه را به یاد خواهید آورد و یا برعکس.

ناخودآگاه جمعی

ناخودآگاه جمعی حاوی اطلاعات و تجربیاتی است که از میلیونها سال قبل در روان نوع انسان بوجود آمده است. این اطلاعات همان چیزی است که کرم در پیله را به سمت پروانه شدن سوق می‌دهد. و یا پرنده را به سمت پرواز و شکار هدایت می‌کند. این اطلاعات هیچ کجا ثبت نشده‌اند و خاستگاه آن مصادف است با پیدایش نسل بشر.

ناخودآگاه جمعی در تئوری پرفسور یونگ، در واقع همان جهان کهن‌الگویی است که بر اساس آن می‌توان تمامی انسانها را به دسته‌های شخصیتی واحدی تقسیم کرد و بر اساس آن نوع کنش و واکنش آنها نسبت به حوادث زندگی را پیش‌بینی کرد.

ناخودآگاه جمعی حاوی اطلاعاتی است که هر کسی در هر زمانی می‌تواند به آنها دسترسی داشته باشد. به نظر می‌رسد که ناخودآگاه جمعی هیچ محدودیتی در فضا و زمان ندارد. یعنی ناخودآگاه جمعی می‌تواند به اطلاعاتی که توسط انسانهای اولیه ثبت شده است دسترسی داشته باشد. یا می‌تواند به اطلاعاتی درباره رویدادهایی که در زندگی شما رخ نداده‌اند دسترسی داشته باشد. متاسفانه مفهوم ناخودآگاه جمعی با تعریف علمی و کارکرد مغز انسان سنخیتی ندارد.

رابین رابرتسون، یونگ شناسی کاربردی

مسأله این است که ذهن نمی‌تواند به مغز محدود باشد. در واقع مغز به عنوان یک گیرنده بین تمرکز (آگاهی) انسان و جهان ناخودآگاه جمعی عمل می‌کند. برای تشریح این موضوع رابین رابرتسون در کتاب یونگ شناسی کاربردی از مثال تلویزیون بهره می‌برد.

تصور کنید یک تلویزیون در حال پخش فیلی تاریخی است. این برنامه همزمان در میلیونها تلویزیون دیگر در سراسر دنیا در حال پخش شدن است. افراد و اتفاقات موجود در این فیلم هیچکدام در بستر تلویزیون جا گذاری نشده‌اند بلکه تلویزیون صرفا” از جهان واقعی یک سری انسان که گرد هم آمده‌اند و فیلم را بازی کرده‌اند برای ما تصاویر و صداهایی را مخابره می‌کند. مغز انسان نیز به همین شکل عمل مخابره اطلاعات دنیای ناخودآگاه جمعی را انجام می‌دهد.

نود و پنج درصد یک کوه یخ در زیر آبهای تاریک و سر پنهان شده است. ناخودآگاه همانند این بخش پنهان کوه یخ است. در عین حال که از چشم ما پنهان است اما قدرت فوق‌العاده‌ای دارد و به اندازه یک کوه یخ سرگردان می‌تواند برای ما خطر آفرین باشد.

رابرت الکس جانسون، روانکاو آمریکائی

(کنایه به کوه یخی که در اقیانوس کشتی تایتانیک را به کام مرگ و نابودی فرستاد.)

طبقه بندی دنیای ناخودآگاه بر اساس تئوری پرفسور یونگ
طبقه بندی دنیای ناخودآگاه بر اساس تئوری یونگ

چطور تعبیر خواب  را یاد بگیریم؟

پس از معرفی بخش خودآگاه و ناخودآگاه که شرح آن در بالا رفت می‌توانیم وارد بحث جذاب تعبیر خواب شویم. برای تعبیر خواب صحیح بر اساس تئوری یونگ، آشنایی با دنیای خودآگاهی و خصوصا” ناخودآگاهی لازم و ضروری است.

در هنگام خواب ذهن انسان یا همان بخش خودآگاه روان ما از حرکت و جنب و جوش باز می‌ایستد. جسم اما طبق عادت و نیاز بدن، به فعالیت و سوخت و ساز خود اهمیت می‌دهد. در طول شب خیلی از ما رویاهایی را می‌بینیم که گاهی شگفت زده می‌شویم. در عالم خواب در واقع این ناخودآگاه فردی و جمعی است که دست بکار می‌شوند و پیامهایی را از آن عوالم ناشناخته که در حالت معمولی ناپیدا هستند به ما مخابره می‌کنند.

استفاده از نماد برای ارسال پیام

این پیامها برای اینکه قابل ارائه باشند لباس نماد به تن می‌کنند. هر نمادی معنی و مفهوم خاصی برای ما دارد. نمادها در واقع از جهان ناخودآگاه جمعی می‌آیند که برای تمامی مردم یک سرزمین حاوی یک مفهوم واحد هستند. مثلا با دیدن درخت سرو و یا شنیدن نام سرو همه ما مفهوم آزادی، استقامت، پایداری به ذهنمان خطور می‌کند. یا مثلا رنگ قرمز نماد و یا سمبل عشق، دوست داشتن، و غرایز جنسی است.

پس گفتیم که ناخودآگاه فردی ما تلاش می‌کند بر اساس تصویرسازی، با استفاده از نمادهای شناخته شده در ناخودآگاه جمعی به عالم خواب ما بیاید و از آن طریق با ما گفتگو کند. پیامهای حین خواب از چندین نظر حائز اهمیت هستند.

تلاش ناخودآگاه برای گفتگو با ما

همانطور که گفتیم ناخودآگاه حاوی قدرتهای عظیمی است که کنترل زندگی ما را به دست دارد. در صورتی که به هر دلیل از جهان و فضای روانی مورد نظر ناخودآگاه فاصله بگیریم ناخودآگاه تلاش می‌کند از طریق خوابها با ما ارتباط برقرار کند و با ارسال راهنمایی و کمک ما را به مسیر درست بازگرداند. از این نظر توجه به خوابها و درک پیام ناخودآگاه کاری واجب و ضروری است. در صورتی که به هر دلیل به این پیامهای ناخوداگاه بی توجهی کنیم ناخودآگاه با قدرت عظیمی که دارد از طریق بیماری و ساختن حوادث در زندگی، ترمز را می‌کشد و ما را به توجه وا میدارد. پس بهتر است پیش از آنکه مورد خشم و نفرین ناخودآگاه قرار بگیریم به تفسیر و درک صحیح خوابها مبادرت ورزیم .

اگر ما تلاش  کنیم به دنیای درون بی اعتنا باشیم، همانطور که اکثر ما هستیم؛ ناخودآگاه از طریق آسیبهای روانی راه خود را به زندگی ما خواهد گشود.

رابرت الکس جانسون

تعبیر خواب، بهترین راه برقراری ارتباط با ناخوداگاه

یکی از بهترین راه‌ها برای تمرکز و برقراری ارتباط با دنیای درون تفسیر صحیح و تعبیر خوابهایی است که  در طول شبانه روز می‌بینیم.

گاهی این خوابها موضوعی واحد دارند که برای سالیان زیادی تکرار می‌شوند. خوابهای تکرار شونده از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. چرا که ناخودآگاه مکررا” در تلاش است با شما ارتباط برقرار کند و شما را از مسیر اشتباهی که در آن قدم بر میدارید به مسیر درست هدایت کند. با هر بی اعتنایی شما به این خوابها، میزان خشم انبار شده ناخودآگاه بیشتر شده و نهایا” به شکل سرطان، تصادف، مرگ عزیزان و یا اتفاقات منفی اینچنینی خودش را برون ریزی می‌کند و ترمز اشتباهات شما را می‌کشد. البته به شرط اینکه از این اتفاقات تلخ درس بگیرید در غیر اینصورت توالی اتفاقات و بیماری  های عجیب و صعب العلاج  تا جایی ادامه می‌یابد که یا شما را به مرگ سوق دهد و یا به خودآگاهی و پیوند با جهان درونی‌تان.

نظرات و پیشنهادات احتمالی شما در خصوص این موضوع برای نویسنده این متن بسیار با اهمیت است. با انتقال نظرات خود و طرح سوالات احتمالی در خصوص تعبیر خواب مرا در تولید محتوای با کیفیت یاری دهید.

عکس اول از سایت Unsplash

نویسنده: هستی کشاورز

7 thoughts on “تعبیر خواب صحیح بر اساس تئوری پرفسور کارل گوستاو یونگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *