پرفسور کارل گوستاو یونگ

پرفسور کارل  گوستاو یونگ سوئیسی روانکاوی است که علم و معنویت را با هم در آمیخت. او از  این شیوه در درمان بیماران روانی بهره برد. بر همین اساس شناخت پرفسور یونگ برای تمامی انسانها ضروری است. چه آنان که زندگیشان بیشتر سمت و سوی معنویت و ایمان قلبی دارد و چه آنهایی که اعتقادات خویش را بر پایه علم و نظریه‌های تجربی و منطقی پایه‌گذاری کرده‌اند.

 آرامش و صلح درون از دروازه خودشناسی عبور می‌کند. برای شناخت خویشتن باید به حیطه روان یا همان روانشناسی وارد شد. برای ورود به حیطه روانشناسی ابتد ناخودآگاه و خودآگاه را از هم باز شناخت و به تفاوتهای آنها پی برد.

 تعبیر خواب دقیق و کاربردی نیز تنها از طریق شناخت تئوری یونگ ممکن است. برای درک اهمیت و میزان ارزشمندی خوابهای شبانه ابتدا باید شناختی اجمالی از تئوری پرفسور کارل گوستاو یونگ داشته باشیم. از طریق درک تئوری یونگ به چگونگی تعبیر خواب و رویا و همچنین توانائی رمزگشایی و تفسیر خوابهایمان نائل می‌آئیم.

تولد در دهکده‌ای رؤیائی

کارل  گوستاو یونگ در بیست و ششم ماه ژوئیه سال 1875 در دهکده‌ای کوچک به نام کسویل در شمال سوئیس به دنیا آمد. او که  اولین فرزند خانواده بود تا قبل از ورود به مدرسه بیشتر اوقات خود را در تنهایی به سر می‌برد. یار و همراه همیشگی او مادرش بود. پدرش که کشیشی خشک و عبوس بود ارتباط عاطفی چندانی با تنها پسرش نداشت. یا به روایتی پدر پرفسور یونگ به دلیل تیپ شخصیتی خاصی که داشت دچار خشکی عواطف بود و با کارل کوچولو ارتباط صمیمانه‌ای نداشت.

در زمان تولد کارل گوستاو یونگ هنوز خبری از جنگهای ویرانگر جهانی نبود. کشور سوئیس که همیشه موضعی صلح طلبانه در قبال سیاستهای جهان دارد فضایی آرام و غنی برای رشد و بالیدن یونگ بود.  سوئیس خوش آب و هوا در آن زمان هنوز ساختار روستائی و بکر خود را حفظ کرده بود. همین امر باعث ایجاد رابطه‌ای عمیق بین کارل کوچک و طبیعت بکر و دست نخورده محل زندگی او گردید. ارتباطی روحی که شکوفائی و خلاقیت فکری، روحی و ذهنی را برای او در جوانی به ارمغان آورد.

تأثیر طبیعت بر شکل‌گیری اندیشه پرفسور یونگ

در واقع دو عامل تنهایی و طبیعت تأثیری جدی و عمیق بر روند رشد روانی یونگ در دوران کودکی داشته‌اند. عواملی جدّی که ما در دنیای مدرن کنونی نباید از اهمیت بسزای آنها در رشد خود و فرزندانمان غافل شویم.

طبیعت به عنوان منبعی الهام بخش یونگ را در درک و پذیرش ابهامات و پیچیدگیهای روان انسان یاری داد.

 کارل گوستاو یونگ جوان در سن 28 سالگی با همسرش اِما ازدواج کرد. پس از ازدواج، آنها به خانه جدید خویش در دل طبیعت در مجاورت دریاچه زوریخ نقل مکان کردند. آنها تصمیم گرفتند تا آخر عمر در آن خانه اقامت داشته باشند. سپس مادر و خواهر او نیز به آنها پیوستند. چرا که دوری از کارلِ جوان برای آن دو زن سخت بود. بیست سال بعد، در سال 1923 پس از فوت مادرش، یونگ بر آن شد که برجی سنگینی در نزدیکی بولینگن برای خودش بسازد. از آن پس او اوقات خویش را بین کوزناخت و بولینگن می‌گذراند. خانه‌ای شگفت انگیز که درست مقابل رودخانه‌ای مواج پایه‌گذاری شده بود. او خانه ی بولینگن را با جمع آوری سنگ از دل کوه و تراش دادن آنها ساخت . در آن خانه سنگی بود که وی به عمیقترین دریافتهای روحی و معنوی خویش دست یافت.

خانه بولینگن پرفسور کارل گوستاو یونگ
خانه سنگی پرفسور کارل گوستاو یونگ در مجاورت رودخانه

برگی از خاطرات پرفسور کارل گوستاو یونگ

در بولینگن من در مرکز زندگی حقیقی هستم. من در ژرفترین جایگاه خودم قرار دارم. گاه گاهی احساس میکنم گویی در طبیعت و درون آنچه در طبیعت است گسترانیده شده‌ام. احساس میکنم درون هر درخت، درون قطرات امواج که به اطراف پاشیده می‌شوند، درون ابرها و حیواناتی که می‌آیند و می‌روند و در جابه جایی فصلها زندگی می‌کنم. در این برج همه چیز در طول دهه‌ها به شکل خودش رشد کرده است. هیچ چیز نیست که من با آن پیوندی نداشته باشم. اینجا همه چیز ضمن اینکه تاریخچه خودش را دارد، بخشی از تاریخچه من را نیز در بر دارد. اینجا جایی برای امپراطوریِ لا‌مَکانِ روان است.

یونگ، خاطرات، رویاها، اندیشه‌ها

در دوران اقامت وی در آن خانه تأثیرات تنهایی و تعمق وی در نیروهای کائنات افزایش یافته بود. یونگ، فارغ از دغدغه‌های انسانهای معمولی فرصت داشت به شناسائی و درک نیروهای نامرئی طبیعت که جهان را هدایت می‌کنند  بپردازد. او با این نیروها احساس یگانگی و وحدت می‌کرد. روندی که نهایتا” به خلق تئوری ارزشمند و منسجم یونگ در حوزه ناخوداگاه جمعی ختم شد.

تجربه زندگی و  حضور پرفسور یونگ در خانه‌ی‌ای سنگی در دل طبیعت و ارتباط با نیروهای فراروانی مرا به یاد تجربه مراقبه و سکون و سکوت حضرت محمد (ص) در دل کوه حرا می‌اندازد. وی نیز سالهای زیادی قبل از نزول قرآن بر او از جماعت انسانی دوری گزیده بود. او اغلب اوقات خود را در غار حرا می‌گذراند. تا اینکه نهایتا” پس از سالها خلوت‌گزینی  آیات الهی بر وی نازل شد.

پرفسور یونگ

«برای پذیرش دیدگاه یونگ درباره واقعیت، نیازی نیست که به او ایمان داشته باشیم. همه آنچه لازم است این است که شجاعت داشته باشیم تا دنیای درونمان را صادقانه بررسی کنیم. همانطور که یونگ این کار را انجام داد.»

به نقل از یونگ شناسی کاربردی، رابین رابرتسون، ترجمه ساره سرگلزائی

ملاقات با دکتر فروید

دکتر زیگموند فروید نوزده سال از پرفسور یونگ بزرگتر بود. آنها در سال 1907 یکدیگر را  ملاقات کردند. پیش از ملاقات فروید و پرفسور کار گوستاو یونگ ،دکتر فروید تحقیقات و مطالعات خویش را در حوزه روانکاوی و شناخت لایه‌های مختلف روان انسان پیش برده بود. او به نتایج خوبی نیز در این زمینه دست یافته بود. در حالی که کارل گوستاو یونگ جوان تازه اول راه بود. او کماکان با جهان عظیمی از ناشناخته‌ها مواجه بود.

«من او را در شهر وین ملاقات کردم. ما حدود سیزده ساعت گفتگوی بی‌وقفه داشتیم. اصلا” متوجه گذر زمان نشدیم! من سراپا گوش بودم چرا که مشتاق بودم نظرات و تجربیات دکتر فروید را بشنوم. در عین حال او مرد جا افتاده و با تجربه‌ای بود در حالی که من جوانی نوپا بودم و نیاز بود بر یادگیری تمرکز کنم.»

بخشی از مصاحبه استفان بِلَک با پرفسور یونگ در سال 1955

 فروید نیز از ملاقات یونگ جوان و پر انرژی  به وجد آمده بود. از آنجایی که هر دو آنها پزشک بودند قرابت خاصی بین آنها بوجود آمد. یونگ جوان که تا آن زمان از مهر پدری بی‌بهره بود نوعی رابطه پدر-پسر و شاگرد-استاد با فروید برقرار کرد. فروید نیز از این نزدیکی و هم‌اندیشی خوشحال بود. دکتر فروید در واقع امیدوار بود که از طریق شاگردان و پیروان جدیدش بتواند نظریاتش در خصوص عقده ادیپ یا همان عقده اودیپوس را بسط دهد.

آغاز اختلاف نظر پرفسور کارل گوستاو یونگ و دکتر فروید

در چند سال ابتدایی پس از ملاقات آنها یونگ عضو حلقه اصلی اطرافیان فروید بود. در حالی که پس از انتشار اولین کتاب پرفسور یونگ به نام “تکامل فردی و سمبلهای لیبیدو” در سال 1912 دکتر فروید از شکاف فکری بین کارل گوستاو یونگ جوان و خودش آگاه شد. با بالا گرفتن اختلافات، موجبات طرد شدن یونگ از طرف فروید فراهم گشت.

فروید در واقع پیروانی می‌خواست که تمام همت و تلاش خود را بر اشاعه و گسترش نظریات وی متمرکز کنند. او به دنبال شاگردانی بود که مبلغ بی چون و چرای نظریات وی باشند. در حالی که کارل گوستاو یونگ عقاید و یافته‌های شخصی خودش را داشت. او تلاش می‌کرد با تمرکز بر یافته‌های جدید خود در حوزه اسطوره‌شناسی و نمادها مکتب جدیدی را در حوزه روان درمانگری بنیان گذارد.

«یونگ فروید را تحسین می‌کرد و معتقد بود بسیاری از نظریات او سودمند هستند. ولی به عقیده یونگ روان انسان بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی بود که فروید بیان کرده بود. در حالی که تئوری‌های فروید سفت و سخت‌تر می‌شد یونگ کار خودش را با بیمارانش پیش می‌برد. وی در تلاش بود ببیند این کار او را به کجا می‌کشاند. نهایتا” نتیج حاصله از تحقیقاتش او را به جایی رساند که با نظریات فروید هماهنگ نبود.»

به نقل از یونگ شناسی کاربردی، رابین رابرتسون

دنیای ناخودآگاه در تئوری یونگ

مسأله اصلی بر سر وسعت دنیای ناخودآگاهی بود که دکتر فروید پیش از ملاقات با یونگ کشف کرده بود. مسیری که کارل گوستاو یونگ در ابتدای شناخت آن بود. فروید در واقع تمامی مسائل و پیچیدگیهای روان را در عقده اودیپوس خلاصه می‌کرد. در حالی که پرفسور کارل گوستو یونگ معتقد بود عقده اودیپوس یا همان زِنای با محارم یکی از صدها الگوهای روانی است که ناخودآگاه جمعی بشر را شکل می‌دهد.

پرفسور یونگ که پس از ملاقات با فروید و آشنائی با عقده ادیپ به یقین رسیده بود که حقایقی عظیم برای درک پیش رو دارد. وی با تحقیق و پژوهش بر بیماران خویش توانست ارتباط بیماریهای روانی با افسانه های کهن را دریابد. سپس با پیوند این دو جهان، موفق شد راهکارهای جدیدی را در روانکاوی پایه گذاری کند. هرچند آن مسیر نوشناخته در دوران خود یونگ با بی مهری برخی مخالفان مواجه شد. در قرن حاضر تئوری یونگ طرفداران جدی بسیاری در اقصی نقاط دنیا دارد و هر روز به پیروان راه او افزوده می‌شود.

می‌توان موضوع اختلاف نظر دکتر فروید و پرفسور کارل گوستاو یونگ را به یک اقیانوس و آبزیان اعماق آن تشبیه کرد. فروید موفق شده بود یک نمونه از آبزیان دریایی اعماق اقیانوس را کشف کند. او تمامی اختلال روانی را به همان یک نمونه کشف شده ارجاع می‌داد. در حالی که پرفسور یونگ معتقد بود در اعماق اقیانوس صدها گونه دیگری آبزی نیز وجود دارد. ناخودآگاه انسان همچون یک اقیانوس است.

دکتر فروید برای درک اختلالات روانی مرتبا” به عقده ادیپ رجوع می‌کرد. در حالی که پرفسور کارل گوستاو یونگ موفق شد تأثیر صدها نمونه کهن‌الگوئی دیگر را نیز در ناخودآگاه بیماران روانی  مشاهده کند. همین امر باعث جدائی مسیر تحقیقات، و شیوه درمانگری این دو روانکاو بزرگ آلمانی زبان شد. یکی از کارکردهای  پر طرفدار تئوری یونگ تعبیر خواب بر اساس نمادشناسی و اسطوره‌شناسی جهان است که ما برای اولین بار در ایران به طور جدی و کاربردی به آن می‌پردازیم.

10 thoughts on “پرفسور کارل گوستاو یونگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *