نقش مهم آنیما و آنیموس در روان انسان

روانکاوی یونگ انسان را از پایه دوجنسی میداند . پرفسور یونگ معتقد است که در روان هر مردی بخش مونث و در روان هر زنی بخش مذکری نیز وجود دارد. این دوبخش آنیما و آنیموس نام دارند.

•       آنیما تصویر کهن‌ الگویی زن در روان مرد است.

•       آنیموس تصویر کهن ‌الگویی مرد در روان زن است.

پس از توضیح مبسوط دنیای خودآگاه و ناخودآگاه و همینطور مبحث کهن‌الگوها، در این نوشته به تعریف و نقش دو جنبه زنانه و مردانه روان انسان می‌پردازیم. پیشنهاد می‌شود برای درک بهتر این مطلب، دو مطلب گذشته راجع به شناخت کهن الگوها و همینطور دنیای ناخوداگاه را مطالعه کنید.

تعریف آنیما و آنیموس

انسان تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و اجتماعی از لحاظ جسمانی و روانی به زن و یا مرد تبدیل می‌شود. آنطور که سیمین دوبووآر نویسنده فرانسوی می‌گوید: « انسان زن زاده نمی‌شود؛ بلکه زن می‌شود!» بخشی از این جنسیت ژنتیکی است و بخشی از آن هویت و پرسونایی است که توسط جامعه به زن و مرد تحمیل می‌شود. زنان و مردان پس از ورود به اجتماع نقاب مربوط به یکی از این دو جنسیت را بر چهره می‌نهند. در این بین بخشی از روان که به جنسیت متضاد تعلق دارد همچنان بر جای خود باقی است .

عقده آنیما و آنیموس

این دو بخش متضاد در روان دو جنس مخالف همان آنیما و آنیموس نام دارد. این دو بخش متضاد هر جنسیت، به همان اندازه و کیفیت که شخص هویت اجتماعی خود را تحت قالب نقاب ارائه کرده باشد به همان شدت ناآگاهانه  و ناشناخته باقی می‌ماند. این ناشناخته ماندن بخش متضاد درونی هر انسان یا همان آنیما و آنیموس باعث بروز اشتیاقات بیرونی در فرد میشود. نتیجه این عدم شناخت و به تبع اشتیاقات بیرونی گاهی می‌تواند خطناک باشد.

فرافکنی اشتیاقات سرکوب شده بر جنس مخالف، اتفاقی بیرونی خواهد بود. این بخش‌ها تحت عنوان عقده آنیما-آنیموس شناخته می‌شوند. عقده آنیما و آنیموس در هر فرد قدرت خارق العاده عاطفی دارد. بخاطر همین در صورت ناآگاهی می‌تواند تأثیر مثبت و منفی بسیاری خارج از کنترل آگاهی در زندگی فرد داشته باشد.

یونگ معتقد است اگر آن اشتیاقات و تصوراتی که مردان و زنان از زن و مرد بیرونی دارند را از روان افراد خط بزنیم آنچه باقی میماند آنیما و آنیموس است.

آنیما و آنیموس خالص

در روان هر مردی تصویری ازلی ابدی از یک جنس مونث حکاکی شده بطوری که حتی اگر آن مرد هرگز در زندگی خود با زن خاصی مواجه نشود باز هم می‌تواند نیاز روانی خود را از طریق آن تصویر حکاکی شده در ناخوداگاه خود برآورده سازد.

این الگوی روانی، عصاره‌ی تمام برداشت‌ها و تصوراتی است که مرد از جنس زن به ارث برده است. این الگوی روانی میراث چند میلیون ساله بشری است. تاریخ این میراث به سرآغاز پیدایش انسان بازمی‌گردد. زن نیز به همین ترتیب تصویری از کهن‌الگوی مرد در روان خود به ارث برده است. تصویری که فارغ از شناخت و یا عدم شناخت مردان در دنیای بیرون، باز هم در روان هر زنی وجود دارد.

بنابر این تعریف، حتی اگر انسانی را به تنهایی در جنگلی رها کنند و آن شخص هرگز تصویری از جنس خالف خود ندیده باشد، باز هم تصویری درونی از یک مرد و یا زن کهن‌الگویی در روان خود دارد.

خصوصیات آنیمای درون مرد

•       آنیما نیروی محرکه مرد برای کارها و ماجراجوئی‌های خستگی‌ناپذیر در زندگی شخصی است.

•       آنیما سرچشمه عمیقترین عواطف و اشتیاق ها در روان مرد است.

•       آنیما منشاء عمیق‌ترین عشق‌ها و شدیدترین نفرت‌ها در روان مرد است.

•       آنیما می‌تواند هم فرصت و هم خطر بیافریند.

•       آنیما از مرد بهترین و والاترین‌ها را می‌خواهد و اگر مرد مراقب نباشد در صورت عدم تأئید از آنیمای درونی(و آنیمای فرافکنی شده‌ی بیرونی مثل همسر و یا مادر و ..) می‌تواند تا مرز نابودی کشیده شود.

•       آنیما در روان مرد می‌تواند به شکل مثبت ایزدبانو یا منفی فاحشه متجلی شود.آنیما می‌تواند به شکل یک قدیسه، فرشته ، یا خواهر روحانی ظاهر شود. آنیما به راحتی میتواند زنانگی را صرفا به فرم جسمی-جنسی آن تقلیل دهد و بر رقصندگان و بازیگران فرافکن شود. تصویری ساده،معصوم،زیبا و بی‌گناه با پاکدامنی‌ای مشکوک و کودکی خام و مسرور که با تردید و دودلی‌ای دعوت کننده و جذاب، مرد را به درون جهان ناشناخته جدیدی فرو می‌کشد.

آنیما عشق،گرما،محبت،رابطه،دوستی و صمیمیت است. آنیما نقش پلی را دارد که مرد را به لایه‌های عمیق درونی وی وصل می‌کند.

یونگ معتقد است هر مردی تصویری معین از یک زن را در ناخودآگاه خود دارد. این تصویر معین متعلق به زن خاصی نیست و می‌تواند در زنان مختلفی حلول بکند . این تصویر در ناخودآگاه مرد از دیرباز ثبت شده است.

خصوصیات آنیموس درون زن

بر اساس تئوری یونگ وضعیت زنان در موقعیت مشابه به گونه دیگری ست. زنان در واقع برای داشتن زندگی خلاقانه همراه با تمامیت، نیاز به ارتباط با مرد درون خود یا همان آنیموس است . زن می‌تواند با استفاده از نیروی آنیموس درونی خویش به توانایی‌ها و نعمتهای درونی خود ساختاری قاعده مند و کلاسه شده ببخشد. وی قادر است با تاباندن نور آگاهی بر کوه طلای درون خویش آن نیروهای پنهان درونی را تحت کنترل و مدیریت درآورد و به شکل عینی شکوفا کند.

آنیموس به زن جسارت، شجاعت، ابتکار عمل و نیروی عملگرایی می‌دهد و او را برای بکارگیری نیروهایی درونی جسور و قوی دل میسازد.

آنیموس نیز همانند آنیما میتواند خود را به شکل یک فرافکنی بسیار دلربا و فریبنده در زن متجلی بکند.

از لحاظ  چگونگی تأثیر این دو نیرو بر روان زن و مرد میتوان گفت آنیما دالانی است که مرد را به سمت تشرّف به لایه های عمیق درونی هدایت می‌کند. آنیموس دالانی ست که زن را از عمق دنیای درون به دنیای عینی بیرون هدایت میکند. آنیموس درون یک زن قدرت متجلی شدن در قالب یک ساختار ملموس عینی را به زن عنایت میکند.

نقل به مضمون از کتاب عقده مادر، رابرت الکس جانسون
آنیما و آنیموس در تئوری یونگ
چهار تجلّی مختلف آنیما در روان مرد

میزان و نوع تجلّی این دو انرژی درون هر فرد در نیمه اول و دوم عمر فرق دارد.

آنیما و آنیموس در نیمه اول و دوم عمر
آنیما و آنیموس در نیمه اول و دوم عمر

نظر شما برای نویسنده این مقاله بسیار با اهمّیت است. لطفا” با ارائه نظرات خود و طرح سوالات احتمالی در خصوص مفهوم آنیما و آنیموس مرا در بهبود تولید محتوا یاری دهید.

عکسها از سایت Unsplash

3 thoughts on “نقش مهم آنیما و آنیموس در روان انسان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *